دست‌هایم یخ زده از سرما. زل زده‌ام به شیشه‌ی ترک‌خورده‌ی چای‌ساز. آب، جوش می‌آید. هرم گرما می‌خورد به صورتم. با موج آب بالا و پایین می‌روم. جزر‌و‌مد می‌شود. مهتاب بالا می‌آید. ایستاده‌ام وسط جنگ. میان مرز ایران و عراق. تشنه‌ام. ترک‌های لبم از هم باز می‌شود. خون بالا می‌زند. گریه می‌کنم. نافم به زور و زحمت بریده می‌شود. چهره‌ی خواب‌آلود مادرم را برعکس می‌بینم. به اسم کوچک صدایش می‌کنم و تمامی راه را تا مدرسه برعکس می‌دوم. می‌خورم زمین. بلند می‌شوم. هزار بار زندگی را زندگی می‌کنم و می‌میرم. از این تن به آن تن. کالبد به کالبد. قالی سلیمان زیر بغل، به قالیشویی می‌روم!

«حوریناز انصاری»

مهلت ارسال آثار: ۲۵ آبان‌ماه
موضوع: شاید آنجا بوده‌ام

طرح پوستر : سبا صبوری، نگار تکبیری